سابق؛ پیشین.
مثالهای طبیعی
Our former manager now works abroad.
مدیر سابق ما حالا خارج از کشور کار میکند.
The former president gave a speech.
رئیسجمهور پیشین سخنرانی کرد.
She met a former colleague at the station.
او در ایستگاه همکار سابقش را دید.
نکتهٔ کاربردی
در ترکیب «former president»، «former» در معنای «سابق» بهکار رفته است. صفت باید با اسمی که توصیف میکند ارتباط معنایی داشته باشد.
