قاعده، روش یا مجموعه اصول ثابتی که برای رسیدن به نتیجه یا پیامدی مشخص به کار میرود
مثالهای طبیعی
The company found a successful formula for regional expansion.
شرکت فرمولی موفق برای گسترش منطقهای پیدا کرد.
The series follows the same formula every season.
این مجموعه هر فصل همان فرمول را دنبال میکند.
Both sides eventually accepted a compromise formula.
در نهایت هر دو طرف یک فرمول سازش را پذیرفتند.
نکتهٔ کاربردی
این معنی مجازی به یک روش یا الگوی تکرارپذیر اشاره دارد، نه یک عبارت ریاضی.
