مقاومتر کردن یک مکان یا سازه در برابر حمله یا آسیب فیزیکی.
مثالهای طبیعی
Engineers fortified the seawall against future storms.
مهندسان دیوار ساحلی را در برابر توفانهای آینده تقویت کردند.
The town plans to fortify its flood barriers.
شهر قصد دارد موانع ضدسیل خود را مستحکمتر کند.
Ancient builders fortified the hilltop before the invasion.
سازندگان باستانی پیش از حمله، مواضع بالای تپه را مستحکم کردند.
نکتهٔ کاربردی
اغلب همراه با against میآید تا خطری را که سازه در برابرش مقاوم میشود مشخص کند.
