معنی ۱neutral · 86%
دورهای به طول دو هفته
مثالهای طبیعی
We’re staying at the coast for a fortnight.
قرار است دو هفته کنار ساحل بمانیم.
The repairs should take less than a fortnight.
این تعمیرات باید کمتر از دو هفته طول بکشد.
They’ll return in a fortnight.
آنها دو هفتهٔ دیگر برمیگردند.
نکتهٔ کاربردی
Fortnight دقیقاً چهارده روز است؛ انگلیسیزبانان آمریکایی معمولاً two weeks میگویند.
ترکیبهای رایج
— دو هفته پیش
