مقدار بسیار زیادی پول یا دارایی.
مثالهای طبیعی
She made a fortune selling handmade furniture.
او از فروش مبلمان دستساز ثروت هنگفتی به دست آورد.
His grandfather left him a small fortune.
پدربزرگش ثروت قابلتوجهی برای او به ارث گذاشت.
That designer coat costs a fortune.
آن پالتوی طراحیشده قیمت سرسامآوری دارد.
نکتهٔ کاربردی
a fortune به دارایی یا مبلغی بسیار زیاد اشاره دارد، نه صرفاً مقداری پول معمولی.
