نشست یا فضای عمومی سازمانیافتهای که مردم در آن دربارهٔ موضوعی گفتوگو میکنند
مثالهای طبیعی
The council held a forum on local transport.
شورا نشستی عمومی دربارهٔ حملونقل محلی برگزار کرد.
Students asked questions at the careers forum.
دانشجویان در نشست مشاغل سؤال پرسیدند.
The forum gives residents a chance to share concerns.
این نشست به ساکنان فرصت میدهد نگرانیهایشان را مطرح کنند.
نکتهٔ کاربردی
در یک `forum` معمولاً چند نفر دیدگاههایشان را با هم ردوبدل میکنند، نه اینکه فقط به یک سخنران گوش دهند.

