تأسیس کردن؛ بنیان گذاشتن.
مثالهای طبیعی
They founded the company in 2015.
آنها شرکت را در سال ۲۰۱۵ تأسیس کردند.
The university was founded over a century ago.
دانشگاه بیش از یک قرن پیش تأسیس شد.
She hopes to found a charity for children.
او امیدوار است مؤسسهٔ خیریهای برای کودکان تأسیس کند.
نکتهٔ کاربردی
found به معنی تأسیس کردن فعل باقاعده است: found–founded–founded؛ آن را با گذشتهٔ find اشتباه نگیرید.
