معنی ۱neutral · 90%
شخصی که یک سازمان، شرکت، مؤسسه یا جنبش را آغاز میکند
مثالهای طبیعی
She is the founder of a small technology company.
او بنیانگذار یک شرکت فناوری کوچک است.
The museum honors its founder in the main hall.
موزه در سالن اصلی از بنیانگذار خود تجلیل میکند.
Both founders still work at the company.
هر دو بنیانگذار هنوز در شرکت کار میکنند.
نکتهٔ کاربردی
`Founder` به کسی اشاره دارد که چیزی را تأسیس کرده، نه صرفاً مدیر یا مالک بعدی آن.

