معنی ۱neutral · 90%
در جایگاه شمارهٔ ۴ در یک ترتیب یا توالی.
مثالهای طبیعی
She finished fourth in the race.
او در مسابقه چهارم شد.
Our office is on the fourth floor.
دفتر ما در طبقهٔ چهارم است.
My birthday is the fourth of June.
تولد من چهارم ژوئن است.
نکتهٔ کاربردی
از fourth برای بیان ترتیب استفاده میشود، نه تعداد. four یعنی چهار نفر یا چیز، اما fourth یعنی جایگاه چهارم.
