معنی ۱neutral · 84%
پرندهٔ اهلیای مانند مرغ یا بوقلمون که برای گوشت یا تخم پرورش داده میشود.
مثالهای طبیعی
Several fowls wandered beyond the fence.
چند پرندهٔ اهلی از حصار بیرون رفتند و پرسه زدند.
A young fowl escaped from the pen.
یک پرندهٔ اهلی جوان از آغل گریخت.
The menu features fish and fowl.
در فهرست غذاها، ماهی و گوشت ماکیان وجود دارد.
نکتهٔ کاربردی
معنای گستردهٔ «هر نوع پرنده» قدیمی است؛ در کاربرد عمومی امروز، معمولاً به ماکیان اشاره دارد.
ترکیبهای رایج
— پرندهای اهلی که برای تخم یا گوشت نگهداری میشود
