بهآسانی آسیبدیدنی، شکستنی یا تضعیفشدنی
مثالهای طبیعی
The package contains fragile equipment and requires careful handling.
این بسته حاوی تجهیزات شکننده است و باید با احتیاط جابهجا شود.
These coastal ecosystems remain extremely fragile after repeated storms.
این اکوسیستمهای ساحلی پس از طوفانهای مکرر همچنان بسیار آسیبپذیرند.
A fragile agreement held despite renewed political tensions.
با وجود تنشهای سیاسی تازه، یک توافق شکننده پابرجا ماند.
نکتهٔ کاربردی
`Fragile` میتواند اشیای فیزیکی و بهصورت مجازی سامانهها یا ترتیباتی را توصیف کند که بهآسانی تضعیف میشوند.
