فقط به شکل قطعهها یا اطلاعات جدا از هم موجود است و بخشهایی از روایت یا مجموعهٔ کامل آن کم است.
مثالهای طبیعی
Investigators have only fragmentary evidence of her movements.
بازرسان فقط شواهد پراکنده و ناقصی دربارهٔ رفتوآمدهای او در اختیار دارند.
The surviving letters are fragmentary and difficult to date.
نامههای باقیمانده ناقص و پراکندهاند و تعیین تاریخشان دشوار است.
Our knowledge of the merger remains fragmentary.
دانستههای ما دربارهٔ آن ادغام هنوز ناقص و پراکنده است.
نکتهٔ کاربردی
Fragmentary وجود خلأ میان قطعات اطلاعات را میرساند؛ گزارشی کوتاه اما کامل لزوماً fragmentary نیست.
