مربوط به برادران یا پیوند میان آنها.
مثالهای طبیعی
Fraternal rivalry shaped their childhood games.
رقابت برادرانه بر بازیهای دوران کودکیشان تأثیر گذاشت.
They maintained fraternal affection despite years apart.
با وجود سالها دوری، محبت برادرانهٔ خود را حفظ کردند.
His fraternal duty conflicted with his business interests.
وظیفهٔ برادرانهٔ او با منافع تجاریاش در تضاد بود.
نکتهٔ کاربردی
معمولاً پیش از اسم میآید؛ brotherly معادل روزمرهتری در انگلیسی است.
