مجموعهٔ افرادی که حرفه، علاقه یا حوزهٔ فعالیت مشترکی دارند.
مثالهای طبیعی
The medical fraternity welcomed the new guidelines.
جامعهٔ پزشکی از دستورالعملهای جدید استقبال کرد.
Several members of the theatre fraternity criticized the funding cuts.
چند تن از اعضای جامعهٔ تئاتر از کاهش بودجه انتقاد کردند.
The banking fraternity has followed the case closely.
جامعهٔ بانکداری این پرونده را از نزدیک دنبال کرده است.
نکتهٔ کاربردی
در کاربرد جمعی معمولاً مفرد است و اغلب با the میآید؛ مانند the medical fraternity.
