با کسی رابطه و معاشرت دوستانه برقرار کردن، درحالیکه چنین ارتباطی ممنوع، نامناسب یا غیرمنتظره است.
مثالهای طبیعی
Guards must not fraternize with detainees.
نگهبانان اجازه ندارند با بازداشتشدگان معاشرت دوستانه داشته باشند.
The manager denied fraternizing with clients after hours.
مدیر ادعا کرد که پس از ساعات کاری با مشتریان معاشرت نکرده است.
Soldiers fraternized with villagers despite strict orders.
سربازان با وجود دستورهای سختگیرانه با روستاییان روابط دوستانه برقرار کردند.
نکتهٔ کاربردی
معمولاً پیش از نام فرد یا گروه حرف اضافهٔ with میآید؛ این فعل مفعول مستقیم نمیگیرد.
