معنی ۱neutral · 86%
کالاهایی که یک شرکت حملونقل جابهجا میکند، بهویژه در مقدار زیاد.
مثالهای طبیعی
The train carried freight across the country.
قطار بار تجاری را در سراسر کشور حمل میکرد.
Most freight arrives at the port overnight.
بیشتر محمولهها شبانه به بندر میرسند.
Shipping freight by rail can reduce costs.
حمل بار با راهآهن میتواند هزینهها را کاهش دهد.
نکتهٔ کاربردی
freight به معنای بار تجاری معمولاً غیرشمارشپذیر است؛ برای یک محموله بگویید a shipment of freight.
