معنی ۱neutral · 95%
وسیلهای در آشپزخانه که غذا و نوشیدنی را سرد نگه میدارد
مثالهای طبیعی
The milk is in the fridge.
شیر داخل یخچال است.
We bought a new fridge yesterday.
ما دیروز یک یخچال جدید خریدیم.
Modern fridges use less electricity than older ones.
یخچالهای مدرن نسبت به مدلهای قدیمی برق کمتری مصرف میکنند.
نکتهٔ کاربردی
fridge در انگلیسی روزمره شکل کوتاه و رایج refrigerator است.
ترکیبهای رایج
— درِ یک یخچال

