معنی ۱neutral · 90%
در حال احساس ترس
مثالهای طبیعی
The children were frightened by the thunder.
کودکان از صدای رعد ترسیده بودند.
A frightened dog hid under the table.
سگ ترسیدهای زیر میز پنهان شد.
She felt more frightened as it grew darker.
هرچه هوا تاریکتر میشد، او بیشتر میترسید.
نکتهٔ کاربردی
`Frightened` شخص یا حیوانی را توصیف میکند که میترسد؛ `frightening` علت ترس را توصیف میکند.
ترکیبهای رایج
— از کسی یا چیزی ترس داشتن

