بسیار بد یا ناخوشایند
مثالهای طبیعی
We had frightful weather during the holiday.
در تعطیلات هوای افتضاحی داشتیم.
The service was frightful despite the high prices.
با وجود قیمتهای بالا، خدمات افتضاح بود.
A frightful traffic jam delayed our arrival.
ترافیک بسیار بدی رسیدن ما را عقب انداخت.
نکتهٔ کاربردی
frightful میتواند یعنی بسیار بد، بهویژه در انگلیسی قدیمی یا بریتانیایی؛ همهٔ رویدادهای frightful لزوماً ترسناک نیستند. امروز awful خنثیتر به نظر میرسد.
