نخها یا نوارهای تزئینی که از لبهٔ پارچه آویزاناند.
مثالهای طبیعی
The scarf had a long fringe at each end.
شال در هر دو سرش ریشههای بلندی داشت.
Her curtain’s fringe needed replacing.
ریشههای پردهٔ او نیاز به تعویض داشت.
Bright fringes moved as the dancers turned.
وقتی رقصندگان میچرخیدند، ریشههای رنگارنگ لباسهایشان تکان میخورد.
نکتهٔ کاربردی
fringe معمولاً لبهٔ پارچه را تزئین میکند، نه تمام سطح آن را.
