معنی ۱neutral · 95%
حیوان کوچکی با پاهای عقبی بلند که نزدیک آب زندگی میکند و میتواند بپرد
مثالهای طبیعی
A frog jumped into the pond.
یک قورباغه داخل برکه پرید.
The frog was sitting beside the water.
قورباغه کنار آب نشسته بود.
Frogs can live both in water and on land.
قورباغهها میتوانند هم در آب و هم روی خشکی زندگی کنند.
نکتهٔ کاربردی
frog قابلشمارش است: one frog, two frogs.
ترکیبهای رایج
— قورباغهای با رنگ سبز

