نقطهٔ ثابت یا تکیهگاهی که اهرم به دورِ آن میچرخد.
مثالهای طبیعی
The teacher placed a stone beneath the bar as a fulcrum.
معلم سنگی را بهعنوانِ تکیهگاه زیرِ میله گذاشت.
Move the fulcrum closer to the heavy end.
نقطهٔ اتکا را به سرِ سنگینِ اهرم نزدیکتر کن.
Two fulcrums supported the demonstration apparatus.
دو تکیهگاه، دستگاهِ آزمایشی را نگه میداشتند.
نکتهٔ کاربردی
برای فهمِ مزیتِ مکانیکی، fulcrum را از نیروی محرک و بارِ جابهجاشونده تفکیک کنید.
