معنی ۱neutral · 87%
کاملاً شکلگرفته و پیشرفته، بهویژه دربارهٔ وضعیتی جدی یا شدید.
مثالهای طبیعی
The disagreement became a full-blown crisis.
اختلاف به بحرانی تمامعیار تبدیل شد.
A mild cough developed into full-blown pneumonia.
سرفهای خفیف به ذاتالریهٔ شدید تبدیل شد.
Analysts fear a full-blown recession next year.
تحلیلگران از وقوع رکودی تمامعیار در سال آینده بیم دارند.
نکتهٔ کاربردی
اغلب پس از develop into یا become میآید، وقتی مشکل کوچکی گسترش یافته و جدی میشود.
