معنی ۱neutral · 90%
لذت یا خوشی حاصل از انجام کاری
مثالهای طبیعی
We had fun at the party.
ما در مهمانی خوش گذراندیم.
This game will be fun for everyone.
این بازی برای همه سرگرمکننده خواهد بود.
We had a lot of fun on holiday.
ما در تعطیلات خیلی خوش گذراندیم.
نکتهٔ کاربردی
وقتی fun به معنی لذت و خوشگذرانی است، معمولاً غیرقابلشمارش است. میگوییم have fun، نه have a fun.
ترکیبهای رایج
— خوش گذراندن
