سرگرمکننده و لذتبخش
مثالهای طبیعی
The game was fun to play.
بازی کردن این بازی سرگرمکننده بود.
We had a fun afternoon at the beach.
ما بعدازظهر سرگرمکنندهای در ساحل داشتیم.
This activity is more fun with friends.
این فعالیت با دوستان سرگرمکنندهتر است.
نکتهٔ کاربردی
از fun برای فعالیت، تجربه یا موقعیتی استفاده کن که از آن لذت میبری. fun میتواند قبل از اسم یا بعد از فعل ربطی بیاید.

