مقدار پولی که برای هدف خاصی نگهداری یا جمعآوری شده است.
مثالهای طبیعی
Neighbors started a fund for the damaged library.
همسایهها برای کتابخانهٔ آسیبدیده صندوق کمک مالی تشکیل دادند.
The scholarship fund pays some university fees.
صندوق بورسیه بخشی از شهریهٔ دانشگاه را پرداخت میکند.
We keep an emergency fund for unexpected bills.
برای هزینههای غیرمنتظره، یک صندوق پسانداز اضطراری داریم.
نکتهٔ کاربردی
A fund یک مجموعهٔ پول اختصاصیافته به هدف مشخص است؛ هدف آن اغلب با for معرفی میشود.
