معنی ۱neutral · 90%
پوشش متراکم و نرمِ بدن بعضی حیوانات
مثالهای طبیعی
The cat has thick grey fur.
گربه خز خاکستری و پرپشتی دارد.
Polar bears have fur that keeps them warm.
خرسهای قطبی خزی دارند که آنها را گرم نگه میدارد.
The animal's fur felt very soft.
خز حیوان بسیار نرم بود.
نکتهٔ کاربردی
`Fur` وقتی به پوشش مویی حیوان اشاره دارد، معمولاً غیرقابلشمارش است.
ترکیبهای رایج
— خز پرپشت و متراکم

