معنی ۱neutral · 84%
بادبان، پرچم یا چتر را مرتب تا یا لوله کردن تا جمعوجور شود.
مثالهای طبیعی
Furl the mainsail before entering the harbour.
پیش از ورود به بندر، بادبان اصلی را جمع کنید.
At sunset, the crew furled the flag.
هنگام غروب، خدمه پرچم را جمع کردند.
She was furling her umbrella by the station entrance.
او کنار ورودی ایستگاه داشت چترش را جمع میکرد.
نکتهٔ کاربردی
بیشتر در دریانوردی و توصیف پرچمها به کار میرود؛ unfurl از نظر جهتِ عمل متضاد آن است.
