معنی ۱neutral · 85%
شیاری بلند و باریک در زمین که بهویژه با گاوآهن ایجاد میشود.
مثالهای طبیعی
The farmer cut a straight furrow through the field.
کشاورز شیاری مستقیم در سراسر مزرعه ایجاد کرد.
Seeds were laid inside each furrow before watering.
پیش از آبیاری، بذرها را درون هر شیار گذاشتند.
Heavy rain filled the furrows with muddy water.
باران شدید شیارها را از آب گلآلود پر کرد.
نکتهٔ کاربردی
Furrow میتواند به چین عمیق پوست هم اشاره کند، اما معنای عینی اصلی آن به شیارهای زمین کشاورزی مربوط است.
