شلیک پیاپی و سریع تعداد زیادی گلوله، بهطور همزمان یا پشت سر هم.
مثالهای طبیعی
A fusillade of shots echoed across the valley.
صدای رگبار گلولهها در سراسر دره پیچید.
The crowd scattered when the fusillade began.
وقتی رگبار تیراندازی شروع شد، جمعیت پراکنده شدند.
Several fusillades interrupted the uneasy silence.
چند رگبار تیراندازی سکوت سنگین و ناآرام را شکست.
نکتهٔ کاربردی
در معنای واقعی، fusillade مجموعهای از شلیکهای سریع است، نه فقط یک تیر.
