معنی ۱neutral · 85%
جریان پرشتابِ حرف زدن که بهخوبی قابل فهم یا تشخیص نیست.
مثالهای طبیعی
A gabble of voices filled the crowded café.
همهمهٔ تند و درهمِ صداها کافهٔ شلوغ را پر کرده بود.
The host’s breathless gabble made the answer hard to follow.
حرف زدنِ تند و نفسگیر مجری، دنبال کردن پاسخ را دشوار میکرد.
From the corridor came the gabble of excited students.
از راهرو صدای همهمهٔ پرشتاب دانشآموزان هیجانزده میآمد.
نکتهٔ کاربردی
این اسم به صدای گفتار اشاره میکند، نه کلمههایی مستقل؛ gabble در نقش فعل یعنی تند حرف زدن.
