نشاندادنِ شجاعتی چشمگیر، بهویژه هنگامِ خطر یا در شرایطِ دشوار.
مثالهای طبیعی
The crew made a gallant effort to save the fishermen.
خدمه تلاشی دلیرانه برای نجاتِ ماهیگیران کردند.
Her gallant actions protected several wounded soldiers.
اقداماتِ دلیرانهٔ او از چند سربازِ مجروح محافظت کرد.
Despite defeat, the underdogs remained gallant until the end.
با وجودِ شکست، تیمِ کمشانس تا پایان دلاورانه مقاومت کرد.
نکتهٔ کاربردی
Gallant بر شجاعت در شرایطِ سخت تأکید دارد، حتی اگر تلاش در نهایت به پیروزی نرسد.
