معنی ۱neutral · 86%
سریعترین نوع دویدن طبیعی اسب که در لحظهای کوتاه هر چهار سمش از زمین جدا میشود.
مثالهای طبیعی
The horse broke into a gallop across the field.
اسب ناگهان در مزرعه شروع به چهارنعل تاختن کرد.
She urged the horse into a faster gallop.
او اسب را واداشت تندتر چهارنعل بتازد.
Their gallops could be heard across the valley.
صدای چهارنعل تاختن اسبهایشان از سراسر دره شنیده میشد.
نکتهٔ کاربردی
ترتیب معمول حرکت اسب از کند به تند walk، trot، canter و gallop است.
