معنی ۱neutral · 85%
دارای طعم یا بوی قوی و خاصِ گوشت جانوران وحشی و شکاری.
مثالهای طبیعی
The venison tasted gamey but pleasantly rich.
گوشت گوزن طعمی تند و مخصوص گوشت شکار داشت، اما خوشطعم و غنی بود.
The stew became gamier after the sauce reduced.
با غلیظتر شدن سس، طعم خورش بیشتر شبیه گوشت شکار و تندتر شد.
A gamey aroma filled the kitchen as the duck roasted.
هنگام بریان شدن اردک، عطر تند و خاصی در آشپزخانه پیچید.
نکتهٔ کاربردی
Gamey بهخودیخود به معنای فاسد یا ناسالم نیست؛ این طعم ممکن است مطلوب باشد.
