معنی ۱neutral · 90%
فعالیت بازی کردن بازیهای الکترونیکی یا ویدئویی
مثالهای طبیعی
Gaming became his main hobby during the winter.
بازیکردن در زمستان به سرگرمی اصلی او تبدیل شد.
This laptop is designed for gaming.
این لپتاپ برای بازیکردن طراحی شده است.
The gaming industry employs designers, writers, and programmers.
صنعت بازی افراد طراح، نویسنده و برنامهنویس را به کار میگیرد.
نکتهٔ کاربردی
در بافتهای روزمرهٔ فناوری، `gaming` معمولاً به بازیهای ویدئویی یا رایانهای اشاره دارد.

