مسیر باریکی برای رفتوآمد میان صندلیها یا موانع دیگر.
مثالهای طبیعی
Please keep the gangway clear during the show.
لطفاً هنگام اجرا مسیر عبور را باز نگه دارید.
A suitcase blocked the gangway beside my seat.
چمدانی راهروی کنار صندلی من را بند آورده بود.
Visitors moved through narrow gangways toward the doors.
بازدیدکنندگان از راهروهای باریک بهسمت درها حرکت کردند.
نکتهٔ کاربردی
در این معنا اغلب بریتانیایی است؛ در انگلیسی آمریکایی معمولاً aisle برای راهروی میان ردیفهای صندلی طبیعیتر است.
