معنی ۱neutral · 86%
کسی که گیاه پرورش میدهد یا از باغ و باغچه مراقبت میکند.
مثالهای طبیعی
The gardener planted roses beside the front door.
باغبان کنار در ورودی گل رز کاشت.
Our neighbour works as a gardener.
همسایهٔ ما باغبان است.
Two gardeners trimmed the trees this morning.
دو باغبان امروز صبح درختها را هرس کردند.
نکتهٔ کاربردی
باغبان ممکن است در قبال دستمزد کار کند یا از باغچهٔ خودش مراقبت کند؛ gardening خودِ فعالیت باغبانی است.
ترکیبهای رایج
— باغبان حرفهای
