گروهی از سربازان که برای دفاع از مکانی بهطور موقت یا دائم در آن مستقر شدهاند.
مثالهای طبیعی
The garrison guarded the mountain pass throughout winter.
نیروهای مستقر در آن محل، در تمام زمستان از گذرگاه کوهستانی نگهبانی کردند.
A garrison of five hundred soldiers occupied the fortress.
گروهی پانصدنفره از سربازان مستقر، دژ را اشغال کرده بودند.
The commander reinforced the garrison before dawn.
فرمانده پیش از سپیدهدم نیروهای مستقر را تقویت کرد.
نکتهٔ کاربردی
Garrison در مکانی مشخص مستقر است، در حالی که یک army ممکن است در محدودهٔ بسیار وسیعتری عملیات کند.
