چیزها را کنار هم آوردن یا جمعآوری کردن
مثالهای طبیعی
We gathered information from several sources.
ما اطلاعات را از چند منبع جمعآوری کردیم.
She gathered the fallen leaves.
او برگهای ریختهشده را جمع کرد.
He gathered all the documents before leaving.
او پیش از رفتن همهٔ مدارک را جمع کرد.
نکتهٔ کاربردی
`Gather` میتواند به معنی جمع کردن اشیا یا اطلاعات در یک جا باشد.

