gaze
A1اسم/US /ɡeɪz/ gāz; UK /ɡeɪz/ gāz/
خیره نگاه کردن، با دقت نگاه کردن، نگاه دوختن
JadoLearn Dictionary
معنی gaze به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
خیره نگاه کردن، با دقت نگاه کردن، نگاه دوختن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
رک نگاه کردن، زل زل نگاه کردن، خیره شدن
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
مددکار، معونت، اعانه
مرام، مقصد، کام
هوا، باد دادن، هوا خوردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.