معنی ۱neutral · 90%
برای مدت نسبتاً طولانی بهطور ثابت به کسی یا چیزی نگاه کردن
مثالهای طبیعی
Visitors gazed at the sculpture in complete silence.
بازدیدکنندگان در سکوت کامل به مجسمه خیره شدند.
She gazed into the dark sky for several minutes.
او چند دقیقه به آسمان تاریک چشم دوخت.
We gazed across the valley from the ridge.
از روی خطالرأس به آن سوی دره خیره شدیم.
نکتهٔ کاربردی
`Gaze` معمولاً لازم است و پیش از چیزی که به آن نگاه میشود به حرف اضافه نیاز دارد.
