تجهیزات یا پوشاک لازم برای یک فعالیت یا هدف مشخص
مثالهای طبیعی
All camping gear must fit inside one backpack.
تمام تجهیزات کمپینگ باید در یک کولهپشتی جا شود.
She invested heavily in professional camera gear.
او سرمایهٔ زیادی صرف تجهیزات حرفهای دوربین کرد.
Check the protective gear before entering the site.
پیش از ورود به محل، تجهیزات حفاظتی را بررسی کنید.
نکتهٔ کاربردی
در معنی تجهیزات، `gear` معمولاً غیرقابلشمارش است: `equipment` یا `pieces of gear` بگویید، نه `gears`.
