معنی ۱neutral · 88%
دارای بافتی غلیظ، نرم و اندکی لرزان، شبیه ژله.
مثالهای طبیعی
The stock became gelatinous overnight.
آبِ گوشت در طول شب حالتی ژلهمانند پیدا کرد.
A gelatinous film covered the pond.
لایهای لزج و ژلهمانند سطح برکه را پوشانده بود.
The filling felt gelatinous rather than creamy.
بافت مواد میانی بیشتر ژلهمانند بود تا خامهای.
نکتهٔ کاربردی
Gelatinous بافت را توصیف میکند و لزوماً به معنی داشتن مادهٔ ژلاتین نیست.
ترکیبهای رایج
— تودهای غلیظ از مادهای با بافت شبیه ژله
