معنی ۱neutral · 84%
اسب نری که اخته شده است.
مثالهای طبیعی
The stable bought a calm gelding for beginners.
اصطبل برای تازهکارها یک اسب نر اختهشده و آرام خرید.
Unlike a stallion, a gelding cannot father foals.
برخلاف اسب نرِ اختهنشده، اسب اختهشده نمیتواند پدرِ کرهاسبی شود.
Three geldings grazed beyond the wooden fence.
سه اسب نر اختهشده آنسوی حصار چوبی میچریدند.
نکتهٔ کاربردی
در نگهداری و خریدوفروش اسب، سوارکاری و گزارشهای ورزشهای سوارکاری استفاده میشود.
