معنی ۱formal · 84%
بسیار سرد، بهویژه به شکلی شدید یا آزاردهنده.
مثالهای طبیعی
A gelid wind swept across the empty square.
بادی بسیار سرد و سوزناک از میدان خالی گذشت.
The lake water felt gelid against her skin.
آب دریاچه روی پوستش بهشدت سرد بود.
Even indoors, the air remained gelid all morning.
حتی در فضای داخل ساختمان هم هوا تمام صبح بهشدت سرد ماند.
نکتهٔ کاربردی
واژهای ادبی یا رسمی است و در گفتوگو بسیار کمتر از freezing یا icy به کار میرود.
