معنی ۱neutral · 90%
دستهای اجتماعی یا شخصی مرتبط با مرد، زن یا هویت جنسیتی دیگری بودن
مثالهای طبیعی
The survey asked participants to state their gender.
در نظرسنجی از شرکتکنندگان خواسته شد جنسیت خود را اعلام کنند.
The company reviews pay differences by gender.
شرکت تفاوتهای حقوق و دستمزد را بر اساس جنسیت بررسی میکند.
The form allows users to select from several genders.
این فرم به کاربران اجازه میدهد از میان چند جنسیت انتخاب کنند.
نکتهٔ کاربردی
`Gender` اغلب به هویت و نقشهای اجتماعی اشاره دارد؛ `biological sex` مفهومی مرتبط اما متمایز است.

