بر پایهٔ چند نمونهٔ محدود، حکمی کلی دربارهٔ یک گروه صادر کردن.
مثالهای طبیعی
We should not generalize about teenagers from one incident.
نباید رفتار همهٔ نوجوانان را از روی یک اتفاق تعمیم دهیم.
She generalizes too quickly after hearing a few complaints.
او پس از شنیدن چند شکایت، خیلی زود نتیجهگیری کلی میکند.
The speaker generalized from two unusual cases.
سخنران بر اساس دو مورد غیرمعمول، حکم کلی صادر کرد.
نکتهٔ کاربردی
Generalize about گروه موردبحث را مشخص میکند و generalize from شواهدی را که مبنای نتیجهگیری بودهاند.
