معنی ۱neutral · 90%
مختص شخص، برند، موقعیت یا دستهٔ خاصی نبودن
مثالهای طبیعی
The error message is too generic to guide users.
پیام خطا آنقدر عمومی است که نمیتواند کاربران را راهنمایی کند.
The pharmacy offered a cheaper generic version of the drug.
داروخانه نسخهٔ ژنریک و ارزانتری از دارو ارائه کرد.
Her cover letter sounded generic rather than tailored.
نامهٔ درخواست او بهجای متناسب بودن با موقعیت، عمومی به نظر میرسید.
نکتهٔ کاربردی
`Generic` اغلب در برابر `specific`، `tailored`، `branded` یا `distinctive` قرار میگیرد.
