معنی ۱neutral · 90%
تمایل به بخشیدن پول، وقت، کمک یا چیزهای دیگر به دیگران بدون چشمداشت
مثالهای طبیعی
The shelter survived thanks to the community’s generosity.
پناهگاه به لطف سخاوت مردم محل دوام آورد.
Her generosity made us feel welcome.
سخاوت او باعث شد احساس خوشامدگویی کنیم.
He showed great generosity with his time.
او در بخشیدن وقتش بسیار سخاوتمند بود.
نکتهٔ کاربردی
generosity معمولاً غیرقابلشمارش است. میگوییم generosity with her time یا generosity toward strangers.
