خوشبرخورد، صمیمی و خوشمشرب به شیوهای شاد و دلپذیر.
مثالهای طبیعی
Our genial host introduced the guests with an easy smile.
میزبانِ خوشبرخوردِ ما با لبخندی راحت، مهمانان را به هم معرفی کرد.
The atmosphere remained genial despite serious disagreements.
با وجودِ اختلافنظرهای جدی، فضایِ جمع همچنان گرم و دوستانه ماند.
Even difficult meetings felt more genial with her present.
حتی جلسههای دشوار هم در حضورِ او دوستانهتر به نظر میرسیدند.
نکتهٔ کاربردی
Genial بیش از friendly بر گرمی، خوشمشربی و شادابیِ رفتارِ اجتماعی دلالت دارد.
